ترمه جان تا این لحظه ، 1 سال و 5 ماه و 1 روز و 7 ساعت و 48 دقیقه و 0 ثانیه سن دارد :
ترمه جون
تا این لحظه که این مطالب را برات مینویسم
**1 سال و 5 ماه و 1 روز و 7 ساعت و 48 دقیقه و 0 ثانیه سن دارِی**
امروز دوشنبه هست
شهریور ١٣٩٠
و تو چیزی به یکسال و نیمه گی ات نمانده
روز به روز بزرگ میشی به اندازه یک خوابیدن و بیدار شدن

اینقدر تغییر کردی که وقتی بغل دستم میخوابی اون بازوهای کُپلت رو دور گردنم حلقه میکنی
من هم عشق دنیا رو میکنم
دیروز بهت گفتم که : دخترم یک روزی تو هم این لحظه ها روو توی زندگی ات تجربه میکنی و حال منو میفهمی
کلی سر به سرم میذاری مثل آدم بزرگها
گاهی فقط 1 کلمه میگی که اصلا به گوشهامون شک میکنیم که تو بودی و ما صدای تورو شنیدیدم؟
به قول بابات مغز آدم یهو شُل میشه از دست این دختره**ولی همون 1 بار کلمات و میگی**
گاهی فکر میکنم تو حرف زدن را بلدی اما خودتو به اون راه میزنی
دیروز داشتی یکی از این سی دی های اموزشی ها رو می دیدی و دیدم خودت با خودت داری تکرار میکنی. با اینک فقط بابت سرگرم شدنت این سی دی را میذارم
اما نمی دونم چی شده که اعداد را به انگلیسی هم میگفتی ولی تا مارو میبینی که داریم ذوق میکنیم و لبخندی به اندازه عرض شانه
شروع میکنی به ادا در آوردن و کل قضیه از طرف تو فرمالیته میشه.
به هیچ یرنامه تلوزیون هم علاقه نداری و گاهی این برنامه شاهنامه خوانی مرشد ترابی رو دوست داری و غزل خوانی ها را
که ادای اون بنده خدا آقای غزل خوان را در می آوری. فکر کنم آواز را دوست داری چون این کارو هم میکنی. بابات همیشه دلش میخواهد برات شاهنامه بخونه و وقت نمیکنه و خدارا شکر این شبکه ایران کار فرهنگیو میکنه البته نسبتا.
واما من علاقه ای به دیدن تلوزیون دیدنت ندارم و بابات هم همینطور.ما که نه ماهواره داریم و نه تلوزیون درست و حسابی از دست تو...
چند روز پیش تو فکر بودم و تو مدام صدام میزدی آله آله (هاله) من هم که توی هپروت یهو عصبانی شدی که حواسم نیست داد زدی مامان ( با صدای اردکی) ماااااااااادر ...وای ضعف کردم همونجا که میدونی آله و مادر و مامان یکیه- حالا هرکی بخونه میگه فکر کرده بچه اش نوبره- خوب چیکار کنم ذوق زده میشم و خاطراتمو ثبت میکنم .
هر چیزی که نوشتم به خاطر این هست که بدونی چه کاری رو دوست داری و چه کارها میکنی.
البته همه بچه های این روزگار و این نسل خیلی باهوشند و خوشحالم که تو هم مثل بقیه هم نسل هات شدی و صد البته بچه هرچی باهوشتر ، سر و کله زدن باهاش سخت تره
و الان پوست من و خیلی از مادرها در حال افتادن و پوسته جدیدی روی بدنمون در حال بوجود آمدن هست (انگار ما سخت پوستیم )
خیلی دوستت داریم
خدایا شکرت که این دختر خوب و سالم و باهوش را تا سالهای سال در سلامتی کامل
زیر چتر عشقت برایمان محافظت میکنی
آمین
1390-6-14


ترمه جان تا این لحظه ، 1 سال و 5 ماه و 1 روز و 7 ساعت و 48 دقیقه و 0 ثانیه سن دارد :
